نیما نکیسا در گفت‌وگو با جام جم آنلاین:

چشم دیدن موفقیت ایرانی را ندارند

 ستاره نسل 98 حالا یکی از تحصیل کرده ترین اعضای همان نسل به شمار می رود. نیما نکیسا که با  دکترای آسیب شناسی ورزشی دغدغه های چندجانبه ای دارد، از مسائل اجتماعی گرفته تا ورزش و علم ورزش.
کد خبر: ۱۵۵۴۳۱۲
نویسنده هیلدا حسینی خواه
دروازه بان تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 98 فرانسه به دفتر روزنامه جام جم آمد تا در رابطه با شرایط کنونی تیم ملی فوتبال ایران در آستانه جام جهانی صحبت کند و در کنار آن دغدغه خود را هم عنوان میکند. 
از گروه صعود می کنیم | چشم دیدن موفقیت ایرانی را ندارند

چیزی تا شروع جام جهانی باقی نمانده. ارزیابی کلی شما از وضعیت تیم ملی چیست؟ 
در آستانه جام جهانی، تیم ملی فوتبال ایران با حمایت و همراهی فدراسیون فوتبال به‌خوبی مسیر خود را طی می‌کند. تیم ملی ما از سرمربی باتجربه‌ای بهره می‌برد، کادر فنی خوبی دارد و خوشحالم که در این مقطع حساس جهانی، تیم ملی کشورمان با یک کادر بومی وارد این مسابقات می‌شود.از لحاظ فنی، نفراتی که به تیم ملی دعوت شده‌اند به نظر من ۸۰ تا ۸۵ درصد بهترین‌های فوتبال کشور هستند. شاید حتی بتوان این عدد را ۹۰ درصد دانست. با این حال ۱۰ درصدی هم وجود دارند که به تیم ملی دعوت نشده‌اند،اما شاید می‌توانستند در این کادر و این ساختار قرار بگیرند و به تیم ملی کشورشان کمک کنند.البته فوتبال تا حد زیادی سلیقه‌ای است. سرمربی دیدگاه و سلیقه خود را دارد و من هیچ انتقادی نمی‌توانم به این موضوع وارد کنم چرا که اگر خودم نیز در جایگاه سرمربی بودم شاید از نفرات دیگری استفاده می‌کردم و تغییراتی در ترکیب به وجود می‌آوردم.آرزو می‌کنم که تیم ملی چه از نظر معنوی و چه از نظر فنی عملکردی مثبت و شایسته از خود در جام جهانی به نمایش بگذارد.

تیم ملی فوتبال ایران بدون تدارکات قدرتمند به جام جهانی می رود. از سویی حاشیه سازی های مختلفی برای تیم ملی شد. فکر می کنید تیم ملی فوتبال ایران آنقدری روحیه داشته باشد که بتواند این روزها و این شرایط را به بهترین شکل ممکن پشت سر بگذارد؟
بحث، بحث فشار روانی نیست چون جامعه جهانی چیزی نیست که کشور میزبان بدون نادیده گرفتن آن بتواند کاری بکند. مثلا کاری کند که تیم ملی نتواند در جام جهانی حاضر شود. اما موضوعی وجود دارد که حتی از ویزا ندادن هم بدتر است؛ اینکه در روند اداری و صدور ویزا بازیکنان را مدام به سفارتخانه ببرند و بازگردانند، هر بار پاسپورت و مدارکشان را بررسی کنند و آن‌ها را از این اتاق به آن اتاق و از آن اتاق به این اتاق بفرستند. اگر در این روند برخورد مناسبی صورت نگیرد یا شرایط مطلوبی فراهم نباشد این مسائل می‌تواند بر روحیه بازیکنان تأثیر بگذارد.البته درباره اصل موضوع ویزا، چه بدهند و چه ندهند، باید گفت که در نهایت نمی‌توانند از صدور ویزا خودداری کنند.
 
حالا میخواهیم تک تک بازی های تیم ملی فوتبال ایران در مرحله گروهی جام جهانی را بررسی کنیم. نخستین بازی مقابل نیوزیلند است، تیمی که برخی در عین شگفتی آن را بازی ساده ای تلقی می کنند. 
نخستین بازی تیم ملی ایران در جام جهانی که مقابل نیوزیلند برگزار می‌شود به نظر من مهم‌ترین بازی این تیم نیز خواهد بود. نیوزیلند اصلاً تیم دست‌وپا بسته‌ای نیست و چند بازیکن این تیم در لیگ برتر انگلیس بازی می‌کنند. نیوزیلند تیمی است که سبک فوتبال آمریکایی-انگلیسی دارد و از قدرت بدنی قابل توجهی برخوردار است.
در مورد دیگر همگروه ایران، یعنی بلژیک، باید بگویم که این تیم چندین سال است در رده‌های اول تا هشتم رنکینگ فیفا قرار دارد. حتی مدتی در رتبه نخست این رنکینگ بود و پس از آن به رده‌های سوم، چهارم، پنجم و ششم رسید. این موضوع نشان می‌دهد که بلژیک از بازیکنان بسیار قدرتمند و باکیفیتی بهره می‌برد و تیمی پر از ستاره است.
می‌رسیم به تیم مصر. به نظر من مصر تیمی است که می‌توانیم از لحظات خوب خود استفاده کنیم و آن را شکست دهیم. احساس من این است که ما توانایی شکست دادن مصر را داریم اما بلژیک تیمی است که گرفتن نتیجه از آن بسیار دشوار خواهد بود. ما باید تلاش کنیم که اگر هم این بازی را واگذار می‌کنیم با اختلاف گل کمتری شکست بخوریم.
دیدار با بلژیک نباید مانند بازی با انگلیس در جام جهانی قبلی باشد که شش گل دریافت کردیم. باید به گونه‌ای نتیجه بگیریم که اگر در شرایط تساوی امتیازی با سایر تیم‌های گروه قرار گرفتیم بتوانیم با توجه به تفاضل گل و شرایط جدول از گروه خود صعود کرده و به مرحله بعد راه پیدا کنیم.
 
شما جام جهانی 48 تیمی را چطور ارزیابی میکنید؟ بسیاری به فرمت جدید مسابقات و افزایش تعداد تیم ها اعتراض می کنند و میگویند فیفا کیفیت فوتبالی را فدای درآمدزایی کرد. 
ببینید، دنیا از نظر اقتصادی وارد دوره‌ای از رکود شده است. بنابراین نباید تصور کرد که فقط در ایران مردم برای خرید ارز، پس‌انداز، خرید ملک، طلا یا نقره با دشواری و ن
 
گرانی مواجه هستند. این نوسانات اقتصادی اکنون در سراسر جهان وجود دارد به‌ویژه با مسائلی مانند بسته شدن تنگه هرمز و عواملی که می‌تواند مردم جهان را با چالش‌های مرتبط با غذا و دارو روبرو کند.
در چنین شرایطی یکی از راه‌های جایگزین درآمدزایی در سطح جهان برگزاری رویدادهایی مانند جام جهانی است. این‌گونه رویدادها باعث می‌شوند مردم با وجود مشکلاتی که ممکن است در کشورهای خود داشته باشند پول‌های خود را جمع کنند و برای تماشای جام جهانی به کشور میزبان سفر کنند. به بیان دیگر مردم به نوعی به نیروی کار یا «ورکر» این رویدادها تبدیل می‌شوند. در کشورهای خود کار می‌کنند، درآمد به دست می‌آورند و در نهایت آن را در اختیار برگزارکنندگان جام جهانی قرار می‌دهند.
آنچه برای برگزارکنندگان این رقابت‌ها اهمیت دارد تنها فروش بلیت مسابقات نیست. هزینه‌های اسکان، ایاب‌وذهاب و تغذیه را نیز باید در نظر گرفت. مجموعه این موارد به یک چرخه بزرگ درآمدزایی تبدیل می‌شود.
البته این رویدادها جنبه‌های منفی نیز دارند. برای مثال باید احتمال شیوع بیماری‌ها در ایام جام جهانی را در نظر گرفت. هم‌اکنون موضوع شیوع ابولا در کنگو مطرح است. آمریکا در ابتدا قصد داشت به دلیل شیوع ابولا به شهروندان کنگو ویزا ندهد. از سوی دیگر خطر احتمال شیوع آنفلوانزای مرغی نیز وجود دارد.
همچنین ویروس آنفلوانزا با هوای سرد سازگاری بیشتری دارد. در کنار این مسائل هزینه اسکان در مناطق مناسب و مطلوب آمریکا افزایش پیدا خواهد کرد و قیمت مواد غذایی نیز چند برابر می‌شود. در چنین شرایطی مردم جهان به نوعی به ورکرهای این رویدادها تبدیل می‌شوند، افرادی که یک، دو یا سه سال در کشور خود کار کرده‌اند، با عشق دیدن مسابقات جام جهانی پول جمع می‌کنند، به آمریکا، کانادا یا مکزیک می‌روند و بخش عمده سرمایه خود را در آنجا هزینه کرده و بازمی‌گردند. می‌توان گفت آن‌ها به نوعی کارگران اقتصادی این سه کشور شده‌اند.
همین روند را در جام جهانی قطر مشاهده کردیم. چهار سال پیش از آن نیز در روسیه همین شرایط وجود داشت. اگر عقب‌تر برویم در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل و حتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی نیز همین الگو دیده می‌شد.
مردم در چنین رویدادهایی با اشتیاق فراوان هزینه می‌کنند و کمتر به این موضوع توجه دارند که چرا مثلاً یک ساندویچ یک دلاری را باید دو و نیم یا سه و نیم دلار خریداری کنند. این همان نیروی کاری است که برای رونق اقتصادی چنین رویدادهایی فعالیت می‌کند.
در کنار مسابقات نیز برنامه‌های متنوعی برگزار می‌شود، از کنسرت‌های خیابانی گرفته تا حضور خوانندگان و هنرمندان متعدد از کشورهای مختلف. با حضور مردم از نقاط مختلف جهان، فضای متفاوتی شکل می‌گیرد و گردش مالی جام جهانی به سطح بسیار بالایی می‌رسد به‌گونه‌ای که مردم به‌طور مستمر در کشورهای میزبان در حال هزینه کردن و تزریق پول به اقتصاد آن کشورها هستند.
 
میانگین سنی بالای تیم ملی فوتبال ایران که آن را تبدیل به پیرترین تیم جام جهانی کرده صدای بسیاری را درآورده است. شما این میانگین سنی را چطور می بینید؟ آیا آن را یک آسیب برای فوتبال ما قلمداد می کنید؟ 
برای تیم ملی این موضوع یک آسیب محسوب می‌شود. به نظر من این مسئله مصداق بارز یک پاتو (آسیب) است. باید ببینیم نسل جوان، نوجوان و نونهال فوتبال خود را در چه زمینه‌هایی تربیت می‌کنیم. بازیکنان ۱۵ تا ۲۰ سال پیش که در زمین‌های خاکی تهران فوتبال بازی می‌کردند توانایی قهرمانی در آسیا را داشتند. اگر همان بازیکنان را برای حضور در جام ملت‌های آسیا به تیم ملی فوتبال ایران دعوت می‌کردید حداقل تیم به فینال مسابقات می‌رسید.
اکنون وضعیت به گونه‌ای است که حتی سرمربی تیم ملی نونهالان نیز مشخص نیست. گاهی یک روز مانده به آغاز مسابقات سرمربی را انتخاب می‌کنند، فردی که مشخص نیست پیش از این کجا فعالیت کرده، چه رزومه‌ای دارد و آیا اساساً دیدگاه و توانایی کار با این رده سنی را دارد یا خیر.
البته اکنون آقای حسین عبدی را به عنوان سرمربی تیم جوانان انتخاب کرده‌اند که سلسله‌مراتب را به درستی طی کرده است. او از رده نوجوانان به تیم جوانان رسیده و این اقدام تصمیمی بسیار درست به شمار می‌رود.
فوتبال قطر نیز با ایجاد کمپ اسپایر و با کمک سانچز، مربی اسپانیایی، به شکل صحیحی روی رده‌های پایه سرمایه‌گذاری کرد که نتیجه آن قهرمانی در جام ملت‌های آسیای گذشته بود. اما این سؤال مطرح می‌شود که چرا آن موفقیت دیگر برای قطر تکرار نشد و این تیم دوباره قهرمان نشد؟ دلیل آن این است که نسلی که باید به صورت موجی و پشت سر هم وارد فوتبال این کشور می‌شد دیگر تربیت نشد. آن موج باید برای ایجاد رقابت و تداوم پیشرفت حفظ می‌شد. برای ما نیز همین موضوع صدق می‌کند، اگر بازیکنی بازنشسته شود یا دچار مصدومیت شود باید جایگزین مناسبی برای او وجود داشته باشد.ما باید ببینیم چه کاشته‌ایم که امروز چه چیزی را درو می‌ کنیم. اگر در رده‌های نونهالان، نوجوانان، جوانان و امید نتیجه نگیریم در جام ملت‌های آسیا در رده بزرگسالان نیز حتی از مرحله گروهی صعود نخواهیم کرد.
با این حال تیم ملی بزرگسالان ما تا همین‌جا نیز عملکرد قابل توجهی داشته است. در چند سال گذشته چند بازیکن از تیم ملی امید به تیم ملی بزرگسالان معرفی و اضافه شده‌اند؟ این پرسشی است که باید به آن پاسخ داده شود.
 
شنیده ‎ایم که چند بازیکن رده جوانان و امید بعد از مسابقات اخیر خداحافظی کردند و حتی چند نفری هم دستفروشی می‎کنند. 
این دیگر از کم کاری خودشان است. در تیم ملی نوجوانان به نظر من مشکل از فضای فوتبال نیست بلکه به ضعف عملکرد خود افراد بازمی‌گردد. در واقع تصمیمات اشتباه از جمله شب‌بیداری‌ها و موارد مشابه تأثیرگذار هستند. به اعتقاد من برخی از این بازیکنان سبک زندگی و انضباطی را که یک قهرمان باید داشته باشد در اختیار ندارند.
اگر بازیکنی با همین شرایط هم در زمین فوتبال عملکرد خوبی داشته باشد هیچ‌کس نمی‌تواند توانایی فنی او را نادیده بگیرد. بازیکن مستعد و فنی حتی در زمین‌های خاکی دورافتاده‌ترین نقاط ایران نیز دیده می‌شود اما به شرط آنکه از لحظه انتخاب شدن در یک فضای تیمی مناسب قرار بگیرد و مسیر رشد او به درستی مدیریت شود. ما باید پس از جام جهانی آمریکا یک برنامه‌ریزی اساسی برای سازندگی فوتبال کشور داشته باشیم. متأسفانه در سال گذشته اتفاقات بسیار مثبتی برای فوتبال کشورمان رخ نداد. در حالی که فضای فوتبال ایران می‌توانست عملکردی بسیار بهتر و موفق‌تر داشته باشد در حوزه تصمیم‌گیری و در برخی از ارکان مختلف ورزش افرادی حضور دارند که ترجیح داده‌اند فوتبال به همین شکل پیش برود.

هنوز مشخص نیست که لیگ فوتبال ما قرار است ادامه پیدا کند یا خیر. بازیکنانی که مدت طولانی تمرین نداشته‌اند و باشگاه‌ها نیز از وضعیت آن‌ها بی‌اطلاع بوده‌اند چگونه قرار است در تیم ملی به میدان بروند؟
به اعتقاد من بهتر بود با یک تیم جمع‌وجورتر راهی جام جهانی می‌شدیم تا حاشیه‌ها و مشکلاتی برای اطرافیان و همراهان تیم به وجود نیاید. در حال حاضر تعداد همراهان تیم ملی زیاد است.
 
فوتبال اصلا برای شما دغدغه محسوب می شود؟
خیر. الان چیزهای مهم تری وجود دارد. مثل جنایات دشمن و جنایتی که در میناب رخ داد. در رابطه با حادثه میناب و شهدای مدرسه شجره طیبه باید بگویم که با هر منطق و دیدگاهی هم که به چنین جنایتی نگاه کنیم حتی اگر فردی کاملاً ظالم باشد باز هم از دیدن آزار، رنج و ناراحتی کودکان دلش به درد می‌آید. اگر چنین احساسی در کسی شکل نگیرد باید در سلامت روحی و روانی او تردید کرد.پرورش انسان برای آزار یا کشتار کودکان موضوعی بسیار تلخ و نگران‌کننده است. در برخی گروهک‌ها برای عادی‌سازی خشونت افراد را از سنین پایین در معرض رفتارهای خشن قرار می‌دهند تا حساسیت انسانی آن‌ها نسبت به رنج موجودات زنده از بین برود. آیا در طول سال‌هایی که زندگی کرده‌ایم شنیده‌ایم که در ایران افرادی را برای اعمال خشونت علیه حیوانات یا انسان‌ها تربیت کنند؟ متأسفانه در اطراف مرزهای کشور شاهد حوادث تلخی هستیم. بارها خبرهایی از شهادت سربازان جوان و نیروهای مرزبانی منتشر شده است، جوانانی که از دل خانواده‌های این سرزمین برخاسته‌اند، خانواده، مادر و خواهر دارند و مانند همه فرزندان این کشور عزیز هستند. این اتفاقات اگرچه همیشه بازتاب گسترده‌ای پیدا نمی‌کنند اما از اهمیت و تلخی آن‌ها چیزی کم نمی‌کند.
در دنیایی که انواع خشونت‌ها و جنایت‌ها رخ می‌دهد وقتی در مرزهای غربی یا جنوب‌شرقی کشور حوادث تلخی برای نیروهای مرزی یا مردم عادی اتفاق می‌افتد، این پرسش مطرح می‌شود که ادامه چنین روندی چه پیامدهایی برای آینده جوامع انسانی خواهد داشت.
کودکان میناب در تاریخ ماندگار شدند و این حادثه به بخشی از حافظه جمعی جامعه تبدیل شد. این اتفاق باعث خواهد شد که سال‌ها درباره آن سخن گفته شود. زمانی که این حادثه ناگوار رخ داد و ۱۶۸ فرزند این سرزمین پیش از آنکه فرصت تجربه کامل زندگی را پیدا کنند، از میان ما رفتند این باور در من شکل گرفت که روایت زندگی و سرگذشت آن‌ها باید در کتاب‌های درسی و منابع آموزشی ثبت شود.
همچنین داستان آن قهرمان ۲۲ ساله‌ای که در کنار لانچرها برای دفاع از کشورش جانفشانی کرد و اعضای بدن خود را از دست داد بخشی از تاریخ این سرزمین است و باید روایت شود.
من خود را فردی بسیار مذهبی نمی‌دانم اما همواره تلاش کرده‌ام به ارزش‌های اخلاقی، سنت‌ها و تکالیف دینی پایبند باشم و هر روز نسبت به گذشته وجدان بیدارتری داشته باشم، انسانی‌تر زندگی کنم و در رفتار، ادب و آداب معاشرت اجتماعی بهتر از روز قبل باشم.

با این حال چه اتفاقی رخ می‌دهد که گروهی از دختران ورزشکار، مانند والیبالیست‌های نوجوان، هدف حمله قرار می‌گیرند؟ آن‌ها چه جایگاهی در ساختارهای نظامی داشتند و چه تهدیدی برای کسی محسوب می‌شدند؟ این پرسش‌هایی است که همچنان ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول کرده است.
 
همواره به مسائل مختلف اجتماعی علاقه نشان داده ‎اید. 
ببینید، من نزدیک به چهار سال پیش در یک مصاحبه تلویزیونی گفتم که دشمن، دشمن امروز و دیروز این مملکت نیست. به اعتقاد من مشکل آن‌ها با ایران صرفاً نام ایران است و دوست دارند این کشور به اقلیم‎های کوچک‌تر تقسیم شود. حتی شاهد بودیم که نماینده یک کشور در سازمان ملل درباره تقسیم ایران به اقلیم‌های مختلف صحبت کرد. در برخی تجمعات مثل تجمع برلین هم پرچم‌هایی با عنوان اقلیم‌های مختلف به نمایش درآمد و حتی برای آن‌ها هویت جداگانه تعریف شد.
اما از زاویه‌ای دیگر باید به موضوع نگاه کرد. آیا هر فردی در کشور خود دوست ندارد تأثیرگذار باشد و پیشرفت کند؟ الان شما در این روزنامه مشغول به کار هستید. اگر نگاهتان به رشد و رسیدن به جایگاه‌های بالاتر نباشد، عملاً انگیزه‌ای برای توسعه فردی و حرفه‌ای نخواهید داشت.
من اگر مدیر باشم همواره تلاش می‌کنم نیروهای جدید و متخصص را پرورش دهم زیرا می‌دانم روزی بازنشسته می‌شوم یا از آن جایگاه کنار می‌روم. اما متأسفانه گاهی اوقات افرادی به فکر جانشین‌پروری نیستند و چون جایگاه خود را در معرض خطر می‌بینند مانع رشد دیگران می‌شوند. هر جا دیدید به افراد فرصت پیشرفت داده نمی‌شود باید این احتمال را در نظر گرفت که برخی افراد سقف پیشرفت خود را همان جایگاه فعلی می‌دانند و نمی‌خواهند کسی به آن نزدیک شود. آن‌ها قدرت رشد و حرکت به مراحل بالاتر را در خود نمی‌بینند بنابراین سعی می‌کنند همان موقعیت را حفظ کنند.
در فوتبال ما نیز چنین شرایطی وجود دارد. افرادی هستند که از ۲۵ یا ۳۰ سالگی در فوتبال حضور داشته‌اند و اکنون با وجود گذشت چند دهه، همچنان از میزهای مدیریتی فاصله نمی‌گیرند و در 60،70 سالگی همچنان در فوتبال حضور دارند. در حالی که اگر به برخی از موفق‌ترین فدراسیون‌های ورزشی کشور نگاه کنیم می‌بینیم در مقاطعی که قهرمانان همان رشته‌ها مدیریت را بر عهده داشتند، نتایج مطلوب‌تری حاصل شد. در کشتی، تکواندو، وزنه‌برداری، دوومیدانی و جودو نمونه‌های متعددی از این تجربه وجود دارد.
افرادی که در یک رشته ورزشی رشد کرده‌اند چه از منظر تجربه عملی، چه تحصیلات آکادمیک و چه دانش مدیریتی، شناخت عمیق‌تری از آن حوزه دارند. آن‌ها سختی‌ها، ظرفیت‌ها و حواشی آن رشته را از نزدیک لمس کرده‌اند. به همین دلیل است که در برخی فدراسیون‌ها شاهد مدیریت‌های موفق‌تری هستیم. اما در فوتبال متأسفانه هنوز افرادی حضور دارند که حاضر نیستند میدان را به نسل جدید واگذار کنند. این افراد در باشگاه‌ها، هیئت‌های فوتبال، فدراسیون و بخش‌های مختلف حضور دارند و همین مسئله فرصت رشد را از جوان‌ترها می‌گیرد.
جوانان انرژی، انگیزه و خلاقیت دارند. آن‌ها می‌خواهند در سیستمی که مدیریت می‌کنند یا در آن خدمت می‌کنند،ایده‌های جدید و ابتکار عمل به وجود بیاورند. حتی در ساده‌ترین مسائل نیز این روحیه دیده می‌شود. به عنوان مثال من معتقدم اگر کسی سال‌ها در یک محیط کاری بدون هیچ تغییری باقی بماند باید درباره روحیه تحول‌پذیری خود تأمل کند. شخصاً در طول سال چند بار چیدمان محل کارم را تغییر می‌دهم. هیچ‌گاه هم علاقه‌ای نداشته‌ام که صرفاً پشت میز مدیریت بنشینم. حتی زمانی که مدیرعامل بودم همین نگاه را داشتم.
صندلی مدیریت گاهی نوعی دلبستگی ایجاد می‌کند، دلبستگی‌ای که می‌تواند به غرور و نگاه از بالا به پایین منجر شود. من هیچ‌گاه چنین نگاهی را نپسندیده‌ام. از نظر من ارزش انسان‌ها به جایگاه ظاهری، ثروت یا موقعیت اجتماعی آن‌ها نیست. ممکن است فردی که امروز برای نخستین بار او را می‌بینم نزد خداوند جایگاهی بسیار بالاتر از من داشته باشد. آنچه انسان‌ها را در یک سطح قرار می‌دهد، شعور، معرفت، رفتار اجتماعی، احترام متقابل و نوع برخورد آن‌ها با دیگران است.
همین ارزش‌ها هستند که یک جامعه را زیباتر می‌کنند، نه جامعه‌ای که در آن یک اختلاف کوچک به درگیری و خشونت منجر شود. گاهی دو نفر به جای آنکه بابت جلوگیری از یک حادثه بزرگ‌تر خدا را شکر کنند وارد نزاع می‌شوند مثل کتک کاری و نزاعی که در طی یک سپر به سپر شدن شکل می‎گیرد. این موضوع به فوتبال نیز بی‌ارتباط نیست. به فضای هواداری، رفتار تماشاگران و فرهنگی که در جامعه ایجاد می‌کنیم ارتباط مستقیم دارد.
از سوی دیگر باید به وضعیت نسل جدید نیز توجه کنیم. کودکی را در نظر بگیرید که مدت‌ها از آموزش منظم دور مانده است. حتما کودک مدرسه‎ای در خانواده خود دارید. در این دوران جنگ چگونه درس خوانده و چگونه سر کلاس‎ها حاضر شده است؟  دوران کرونا چطور؟ آنها در درس خواندند و نه به مدرسه رفتند. حالا اینها در آینده چکار می‌خواهند بکنند؟
چشم دیدن موفقیت ایرانی را ندارند. اقوام ایران از لر و کرد و بلوچ گرفته تا مازنی و عرب و سایر قوم‎ها و نژاد با ازدواج درون خود باعث جهش ‎های ژنتیکی شده اند. از سویی در آن سوی مرز یک فرد با هزاران امکانات و هوش مصنوعی و آموزش و بهترین کیفیت آموزشی در المپیاد چهارم می‎شود. اما جوان ما با کمترین امکانات و زیر سایه جنگ و بمباران می‎رود دو طلا و دو نقره می‎گیرد. معلوم است که به ما حسادت می‎کنند، معلوم است که می‎خواهند تجزیه شویم. 

این موضوع نیز محدود به قومیت یا منطقه خاصی نیست. ایران مجموعه‌ای از اقوام مختلف است که همگی در شکل‌گیری هویت ملی کشور نقش داشته‌اند. آنچه اهمیت دارد استفاده از ظرفیت‌های انسانی، علمی و فرهنگی این جامعه است. من معتقدم هر زمان که ایرانیان فرصت رشد و شکوفایی پیدا کنند توانایی دستیابی به دستاوردهای بزرگ را خواهند داشت.
در نهایت، باور من این است که مردم ایران همواره به دنبال پیشرفت، احترام متقابل، دانش، فرهنگ و زندگی مسالمت‌آمیز بوده‌اند و همین ویژگی‌ها از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی این کشور به شمار می‌رود.
 
هنوز امیدهایی وجود دارد که سردار آزمون به تیم ملی فوتبال ایران برگردد. کلا اگر شما مسئولیتی در قبال این موضوع داشتید چگونه آن را مدیریت می کردید؟ 
این تصمیم (حذف سردار آزمون از تیم ملی) کلاً اشتباه بود. سیاست اشتباه بود. هر سیاستی که پشت خط خوردن سردار آزمون بود اشتباه بود. سردار آزمون در کشوری زندگی (امارات) و کار میکند که محبتی در آن کشور از طریق یک مقام بالایی به او شده بود و او هم برای قدردانی استوری گذاشته بود. عکس هم قدیمی بوده.  خوب بعدش جنگ شده. این بچه از کجا میدانست که  قرار است جنگ شود؟ کشورش را که نفروخت. یا بی معرفتی که به مردمش نکرد. سردار آزمون که یک بازیکن نابغه است. حرف بدی هم نزده است. ببینید من دشمن آن کسانی‌ام که بی وطن هستند. به خاطر عشق به آب و خاکم چندین سال است تاوان میدهم. هر کسی هم رسید گفت نیما نکیسا به خاطر آن مصاحبه اش رفت شد مدیرعامل ذوب آهن. البته که قطعا اشتباه کرده است. باید به او بگویم نه عزیزم من رتبه ۳ دکتر دانشگاه تهران هستم. بدون سهمیه این رتبه را دارم. مقالاتم مشخص است و کتاب‌هایی که نوشتم نیز جایگاه قابل توجهی دارم. مقاله سندروم متقاطع میانی بدن که نوشتم در دانشگاهی در آمریکا تدریس می‎شود. من در دوران کرونا ۵ سخنرانی مختلف داشتم که نرفتم چون نمیتوانستم از کشور خارج شوم. از نشویل و سیاتل آمنریکا تا برلین و تا کیف اوکراین. من تربیت شده مدیریتی‎ام. شما خودتان که به من می‎گویید با یک مصاحبه مدیرعامل ذوب آهن شدم چگونه پشت این میزها نشسته اید؟ من دروازه بان ایران در جام جهانی بودم. فعالیت در رشته های ورزشی ژیمناستیک و بوکس و سوارکاری و شنا در سطوح بالا داشتم. دو دوره قهرمان نوجوانان و جوانان بوکس تیم ملی کشور بودم. شما کجا بودید؟ حتی معدل لیسانس، فوق لیسانس من مشخص است. در این مقاطع تحصیلی غیبت هم نداشتم. نمرات هر کسی با کد ملی مشخص است. کد ملی‎ام را می‎دهم بروید ببینید. من از بیت‌المال خوردم و بردم یا امثال شما که خوردید و بردید؟ من 15 ماه است از ذوب آهن جدا شده ام. هیچ کار مدیریتی در این مدت نکردم. یعنی قبول نکردم. چون جایی که دلم می‌خواست نبود. شش ماه هم هست هست که من هزار تومان درآمد نداشتم. مثل بسیاری از مردم دیگر. 
 
گویا علاقه ای به سرمربی گری در فوتبال ندارید. 
پیشنهادهایی برای مربیگری در فوتبال داشته‌ام اما به باشگاهی که می‌دانم در آینده با مشکلات مالی و لجستیکی مواجه خواهد شد نمی‌روم. در چنین شرایطی معمولاً تنها کسی که آسیب می‌بیند مربی و سرمربی تیم است و در نهایت اعتبار حرفه‌ای او تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
متأسفانه حضور من در سمت مدیرعاملی ذوب‌آهن باعث شد نامم به برخی مسائل و حواشی گره بخورد. در حالی که هیچوقت حکومتی نبودم و حمایتی از هیچ ارگان یا نهادی نداشتم.
سمت راست بدن من پر از پلاتین است. به گونه‌ای که اگر امروز من و شما قصد سفر به یک کشور دیگر را داشته باشیم احتمالاً در گیت‌های بازرسی فرودگاه مدت بیشتری متوقف خواهم شد. به دلیل تعداد زیاد پلاتین‌هایی که در بدنم وجود دارد این موضوع در دستگاه‌های کنترلی و امنیتی قابل تشخیص است.
 
در مقایسه با دروازه بانان دیگر خیلی زود فوتبال را کنار گذاشتید. 
در یک مسابقه مچ پا و ساق پایم با هم شکست. 32 سال داشتم.
 
به عنوان دروازه بان سابق تیم ملی نظر شما درباره وضعیت دروازه بانی تیم ملی چیست؟ بیرانوند باید در سومین جام جهانی هم به میدان برود و هنوز رقیب ندارد؟ اصلا سوال میتواند این باشد که چرا فوتبال ایران دیگر دروازه بانان ستاره ای مثل نکیسا، عابدزاده، حجازی و حتی همین بیرانوند تربیت نکرد؟ 
در جام ملت‌های ۲۰۰۸ امیر قلعه‌نویی حدود ۱۰ گزینه برای دروازه‌بانی تیم ملی در اختیار داشت. اساساً درباره وضعیت دروازه‌بانی باید به شکل متفاوتی صحبت کرد. من می‌توانم شرایط دروازه‌بانی در ایران را در یک بازه یک‌ساله یا حداقل نیم‌فصل مورد تحلیل قرار دهم.
گاهی یک دروازه‌بان با دست مخالف خود توپ‌های بسیار دشواری را مهار می‌کند، اما در بازی بعدی دو یا سه گل دریافت می‌کند. این نوسانات نشان می‌دهد که برای ارزیابی یک دروازه‌بان نباید صرفاً به یک یا دو مسابقه استناد کرد. باید عملکرد او را در یک دوره شش‌ماهه بررسی کرد و دید راندمان کاری او در این مدت چگونه بوده است. تعداد گل‌های خورده، تعداد مسابقات انجام‌شده و میانگین گل دریافتی از جمله شاخص‌هایی هستند که می‌توانند تصویر روشن‌تری از عملکرد یک دروازه‌بان ارائه دهند.
با این حال عملکرد دروازه‌بان به تنهایی نمی‌تواند معیار قطعی برای قضاوت درباره کیفیت او باشد. دلیل آن نیز اهمیت خط دفاعی و ساختار تیمی است. تیمی که در انتقال از حمله به دفاع عملکرد مناسبی دارد کمک زیادی به دروازه‌بان خود می‌کند. گاهی خط دفاعی یا هافبک‌های میانی مرتکب دو یا سه اشتباه تعیین‌کننده می‌شوند و دروازه‌بان نیز قادر به جبران آن‌ها نیست. این موضوع لزوماً به معنای ضعف دروازه‌بان نیست. بارها شاهد بوده‌ایم که یک دروازه‌بان با وجود دریافت چند گل، بهترین بازیکن میدان شناخته شده است.اما اگر بخواهیم درباره علیرضا بیرانوند صحبت کنیم،باید گفت او دروازه‌بان بسیار خوبی است. این سومین جام جهانی او خواهد بود و در سال‌های اخیر افراد زیادی تلاش کرده‌اند برای او حاشیه ایجاد کنند.
درباره سید حسین حسینی نیز باید بگویم که او را دروازه‌بانی فانتزی و شیک می‌دانم. سبک بازی او را دوست دارم. حسینی از نظر نوع حرکت و واکنش‌ها، دروازه‌بانی نرم و روان است و حرکاتش کمتر حالت زمخت و خشن دارد. اگر بخواهم توصیفی از سبک او ارائه دهم می‌توان گفت در حرکاتش نوعی ظرافت دیده می‌شود. او دروازه‌بانی نیست که فضای پرتنش و پراضطرابی را به تیم منتقل کند.
از سوی دیگر به نظر من خلیفه نیز دروازه‌بان بسیار خوبی است و آینده درخشانی در پیش خواهد داشت. در شرایط فعلی،نفر اول دروازه‌بان‌های تیم ملی همچنان علیرضا بیرانوند است.
درباره پیام نیازمند هم باید بگویم که پس از درگذشت پدرش دوران سختی را پشت سر گذاشت و تحمل آن شرایط از نظر روحی برای او دشوار بود. طبیعی است که پس از چنین اتفاقی بازگشت به شرایط ایده‌آل نیازمند زمان باشد. با این حال او توانست بار دیگر به دوران اوج خود بازگردد و اکنون دروازه‌بانی با توانایی‌های فنی بسیار بالا محسوب می‌شود.
من سبک دروازه‌بانی او را بسیار می‌پسندم. از قدرت بازی با پا و تصمیم‌گیری مناسب در خروج‌ها و توانایی جمع کردن توپ برخوردار است. در خروج از دروازه تردید ندارد و در مجموع دروازه‌بانی باکیفیت و قابل اعتماد به شمار می‌رود.
 
قلعه نویی گفته که بعد از جام جهانی می رود. شما چقدر موافق و یا احیانا مخالف این مربی هستید؟ 
فکر می‌کنم امیر قلعه‌نویی حداقل تا جام ملت‌های آسیا در سمت خود باقی بماند. او مربی بسیار بزرگ، توانمند و باتجربه‌ای است. فوتبال ایران را به‌خوبی می‌شناسد و شناخت کاملی نیز از بازیکنان کشور دارد.
البته من یک نقد به سیستم فنی او دارم که اگر روزی فرصتی پیش بیاید آن را به خود ایشان نیز خواهم گفت. به نظر من جای برخی افراد بسیار باتجربه و فعال در حوزه علم ورزش و علم فوتبال در کنار امیر قلعه‌نویی خالی است و حضور چنین افرادی می‌تواند به کادر فنی تیم ملی کمک بیشتری کند.
با این حال شخصاً امیر قلعه‌نویی را به عنوان یک فوتبالیست بزرگ، یک مربی بزرگ و همچنین فردی با توانایی‌های مدیریتی قابل توجه قبول دارم. بازیکنانی که امروز در تیم ملی حضور دارند همگی بازیکنان بزرگی هستند و هدایت و مدیریت چنین مجموعه‌ای نیازمند توان مدیریتی بالایی است.
در شرایط فعلی تیم ملی بیش از هر چیز به آرامش و حمایت نیاز دارد. ما نیز به عنوان اعضای کوچک خانواده فوتبال وظیفه اخلاقی و انسانی داریم که از این نسل حمایت کنیم برای آن‌ها آرزوی موفقیت داشته باشیم و امیدوار باشیم که به دستاوردهای بزرگ و موفقیت‌های ارزشمند دست پیدا کنند.
من نیز صمیمانه و از صمیم قلب آرزو می‌کنم که تیم ملی کشورم همانند خود ایران، همواره سربلند، پرافتخار و سرافراز باشد.
 
از آقای پروین خبر دارید؟ ایشان مدتی است که در بستر بیماری هستند. 
من از طریق دو یا سه نفر از نزدیکان و اطرافیان علی پروین با ایشان در ارتباط هستم و علاقه و ارادت زیادی به ایشان دارم.
آقای پروین را به عنوان یک پیشکسوت ارزشمند فوتبال، فردی که همواره در امور خیر حضور و مشارکت داشته و شخصی که ارادت ویژه‌ای به حضرت امام حسین(ع) دارد، دوست دارم و برای ایشان احترام زیادی قائلم.
متأسفانه در مقاطع مختلف برخی افراد تلاش کرده‌اند با نام و جایگاه ایشان شوخی‌ها یا رفتارهایی انجام دهند که در شأن چنین شخصیتی نبوده است اما خوشبختانه در این مسیر موفق نشدند. آقای پروین بسیار بزرگ‌تر و والاتر از آن هستند که بتوان با نام، اعتبار و جایگاه اجتماعی ایشان بازی کرد.بسیاری از پیشکسوتانی که در سطح کشور فعالیت می‌کنند از جایگاه و محبوبیت ویژه‌ای در میان مردم و اهالی ورزش برخوردار هستند و آقای پروین نیز بدون تردید یکی از همین چهره‌های مورد احترام به شمار می‌رود.
امیدوارم خداوند به ایشان عمر طولانی، عزت و سلامتی عطا کند. ایشان انسانی بسیار بزرگ، محترم و ارزشمند هستند و همواره برایشان آرزوی تندرستی و موفقیت دارم.
 
از هم تیمی سابقتان یعنی ابراهیم تهامی هم خبر دارید؟ او هم مدتی است که در بستر بیماری است. 
واقعاً از شنیدن این خبر متأسف شدم. از جزئیات پزشکی بیماری ایشان اطلاعی ندارم و تنها از طریق اخبار متوجه شدم که این اتفاق برای تهامی رخ داده است.
قرار بود چند نفر از دوستان و همبازیان برای کمک و حمایت از ایشان اقدامی انجام دهیم. در حال حاضر منتظریم تا فرد بزرگ‌تری که مسئول هماهنگی این موضوع است به ما اطلاع دهد که آیا قرار است به دیدار ایشان برویم یا خیر.
در هر صورت هر کاری که از دست ما بر بیاید و بتوانیم از اینجا برای ایشان انجام دهیم، انجام خواهیم داد.
 
برشی از مصاحبه
افتخار می‌کنم که چندین بار با رهبر شهید دیدار داشته‌ام و علاقه و ارادت خود را به ایشان ابراز کرده‌ام. برای این احساس نیز دلیل دارم. من ایشان را صرفاً در جایگاه رهبر کشور ندیدم، بلکه در جایگاه یک پدر نگاه کردم. از ایشان رفتارهایی سرشار از مهربانی، متانت و احترام دیده‌ام.

وقتی فردی که در بالاترین جایگاه کشور قرار دارد با یک جوان ۱۹ یا ۲۰ ساله که برای کشورش تلاش کرده است با محبت و احترام برخورد می‌کند، طبیعی است که آن جوان نسبت به او احساس علاقه و احترام داشته باشد.

من معتقدم اگر روزی به رهبرم، کشورم یا مردمم پشت کنم، به جای تشویق شدن باید مورد سرزنش قرار بگیرم. زیرا کسی که به سرزمین و باورهای خود پشت می‌کند ممکن است در هر جای دیگری نیز همین رفتار را تکرار کند. همان‌طور که فردی که به بنیان‌های زندگی و خانواده خود وفادار نباشد، نمی‌تواند در سایر عرصه‌ها نیز پایبند باقی بماند.

من به کشورم، اعتقاداتم و مقدساتی که به آن‌ها باور دارم وفادار هستم. اگر به این ارزش‌ها پشت کنم طبیعتاً به دیگران نیز پشت خواهم کرد. بنابراین کسی که بر سر اعتقادات و باورهای خود ایستاده است، شایسته توهین نیست، بلکه باید مورد احترام قرار گیرد.

من پدر و مادرم را دوست دارم و اجازه نمی‌دهم به آن‌ها توهین شود. به همین دلیل معتقدم کسانی که مسیر دیگری را انتخاب کرده‌اند، باید بدانند که این کشور با اتکا به مردم خود، وفاق ملی، اتحاد و همبستگی اجتماعی، روزبه‌روز قدرتمندتر خواهد شد. به نظر می‌رسد مخالفان نیز دریافته‌اند که برای تضعیف این روند، تلاش می‌کنند همین وفاق و همبستگی را هدف قرار دهند.
newsQrCode
برچسب ها: نیما نکیسا
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها